
وفات جانگداز و مظلومانه اشرف مخلوقات خاتم الأنبياء محمد بن عبدالله(ص) در سال 11 هجري در سن 63 سالگي بوده است.
در 24 صفر بيماري پيامبر(ص) شدت يافت. پيامبر(ص) هنگام بيماري فرمودند: حبيبم را نزد من حاضر كنيد. عايشه و حفصه پدران خود را نزد آن حضرت نمودند. پيامبر(ص) روي مبارك خويش را از آنان برگردانيد و فرمود: حبيبم را نزد من حاضر كنيد. سپس دنبال علي بن أبي طالب(ع) فرستادند. چون نظر مبارك به آن حضرت افتاد او را نزد خود خواند و كلماتي به حضرت فرمود. هنگامي كه علي بن أبي طالب(ع) از نزد آن حضرت خارج شد، عمر و أبوبكر به او گفتند: خليلت به تو چه گفت؟ فرمود: هزار باب علم به من حديث كرد كه از هر باب هزار باب ديگر باز مي شود.
وصاياي پيامبر(ص)
پيامبر(ص) در لحظات آخر عمر خود وصيتهايي به أميرالمؤمنين(ع) فرمودند و جبرئيل و ميكائيل و ملائكه مقربين را بر آن وصيت شاهد گرفتند. از جمله آن كلمات كه جبرئيل به پيامبر(ص) مي فرمود و أميرالمؤمنين(ع) مي شنيد اين بود "خمست را غصب مي كنند و پرده احترامت (حرمتت) را مي درند و محاسنت به خون سرت رنگين مي شود".
أمير المؤمنين(ع) مي فرمايند: هنگامي كه آن كلام را فهميدم، فرياد زدم و بر روي زمين افتادم. بعد فرمايشاتي به حضرت زهرا(س) و حسنين(ع) فرمودند. سپس آن وصيت با چند مهر از طلا كه آتش به آن نرسيده بود (و ساخته دست بشر نبود) مهر شد و به أميرالمؤمنين(ع) تحويل داده شد.
غسل و نماز بر بدن پيامبر(ص)
أميرالمؤمنين(ع) پس از غسل دادن آن حضرت به تنهايي برايشان نماز خواندند. مردم به جز اصحاب سقيفه در مسجد جمع شده بودند و در فكر نماز بر پيامبر(ص) و دفن حضرت بودند. أميرالمؤمنين(ع) آمدند و فرمودند: "رسول خدا(ص) امام ما است در زمان حيات و پس از وفاتش"، كنايه از اينكه براي نماز بر بدن آن بزرگوار نماز به صورت جماعت نمي خوانيم. در اين هنگام مردم دسته دسته داخل مي شدند و بدون امام آيه "إن الله و ملائكته يصلون علي النبي، يا أيها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما" را سه بار مي گفتند و بيرون مي آمدند.
دفن بدن مبارك پيامبر(ص)
بعد حضرت مولي الموحدين(ع) فرمودند: خداوند در هر مكاني كه روح پيامبرش را قبض مي كند راضي است كه در همان مكان دفن شود و من آن حضرت را در حجره اي كه از دنيا رفته دفن مي كنم.
أمير المؤمنين(ع) با كمك ديگران قبري حفر كردند و بدن حضرت را داخل قبر قرار دادند. سپس آن حضرت داخل قبر رفت و صورت پيامبر(ص) را باز كرد و گونه راست را بر زمين گذاشته در لحد را بستند و خاك روي آن ريختند.
در چنين روزي اولين روز امامت حضرت أميرالمؤمنين علي بن أبي طالب(ع) است و زيارت آن حضرت در اين روز مستحب است.
در چنين روزي همچنين اولين روز غصب ظالمانه خلافت و خانه نشين كردن أميرالمؤمنين (ع) و شكستن بيعت روز غدير توسط اهل سقيفه بني ساعده است.
نام: على.
كنيه: ابوالحسن (چون كنيه امام موسى كاظم (ع) نيز ابوالحسن است، به امام رضا(ع) ابوالحسن ثانى نيز گفته مىشود).
القاب: رضا، صابر، رضى، وفى، فاضل و صديق.
از ميان لقبهاى فوق، «رضا» شهرت بيشترى دارد. علت اين كه آن حضرت را «رضا» ناميدهاند، اين است كه پسنديده خدا در آسمان و مورد خشنودى رسول خدا(ص) و ائمه اطهار (ع) در زمين بوده و دوستان و دشمنان به اتفاق از وى خشنود و راضى بودند.
منصب: معصوم دهم و امام هشتم شيعيان.
همچنين به مدت سه سال وليعهد مأمون عباسى بود.
تاريخ تولد: يازدهم ذيقعده سال 148 هجرى.
برخى مورخان تاريخ تولد آن حضرت را سال 151 هجرى و برخى ديگر سال 153 هجرى، پنج سال پس از وفات امام جعفر صادق(ع) دانستهاند.
محل تولد: مدينه مشرفه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى).
نسب پدرى: ابوالحسن، موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن علىبن ابىطالب(ع).
نام مادر: نجمه. نامهاى ديگرى نيز براى او نقل شده است؛ مانند: تكتم، اروى، سكن، ام البنين، شقرا، خيزران، سمانه، صقر و طاهره.
اين بانوى فاضله كه با تربيت حميده -مادر امام موسى كاظم(ع)- به كمالات انسانى و اخلاق اسلامى دست يافته بود، بهترين زنان عصر خويش در تعقل، ديندارى و حيا بود.
مدت امامت: از زمان شهادت پدرش، امام موسى كاظم (ع)، در رجب سال 183، تا سال 203 هجرى، به مدت بيست سال. آن حضرت در سن 35 سالگى به امامت رسيد.
تاريخ و سبب شهادت: آخر ماه صفر سال 203 هجرى به وسيله زهرى كه مأمون عباسى در خراسان به آنحضرت خورانيد. حضرت رضا (ع) در هنگام شهادتش، 55 ساله بود. برخى سال شهادت آن حضرت رإ؛ حح سال 205 و برخى 201 هجرى دانستهاند.
محل دفن: مشهد مقدس (در استان خراسان، در كشور ايران).
همسران: 1. سبيكه يا خيزران، مادر امام محمد تقى (ع). 2. ام حبيبه (دختر مأمون). و چند ام ولد.
فرزندان: 1. امام محمد تقى (ع) كه پس از شهادت پدرش، در سن هفت سالگى به امامت رسيد.
علماى شيعه ايشان را تنها فرزند امام رضا (ع) دانسته اند؛ اما در برخى منابع، فرزندان ديگرى نيز براى آن حضرت ذكر شده است كه عبارتند از: 2. ابو محمد حسن. 3. جعفر. 4. ابراهيم. 5. حسن. 6. عايشه. 7. فاطمه.
پس از نبرد ميان امين و مأمون، فرزندان هارون الرشيد، براى به دست آوردن منصب خلافت و پيروزى نهايىِ مأمون بر امين، در سال 201 هجرى امام رضا (ع) به اجبار و اكراه مأمون به ولايتعهدى وى برگزيده شد. مأمون با اين كه در ظاهر براى امام رضا (ع) احترام ويژهاى قائل بود و ايشان را بر همگان، از جمله علويان و عباسيان، مقدم مىداشت، اما در ضمير خود، به مقام علمى و اجتماعى آن حضرت حسد مىبرد و كينه ايشان را در دل داشت. سرانجام نيز با توطئهاى پنهان، آن حضرت را به شهادت رساند.
رويدادهاى مهم
1. زندانى و مسموم شدن امامكاظم(ع)، پدر امامرضا(ع)، بهدستور هارونالرشيد.
2. جنگ خونين ميان مأمون و امين، فرزندان هارون الرشيد، و نذر مأمون مبنى بر واگذارىِ أمر خلافت به افضل آل ابىطالب (ع) در صورت پيروزى بر امين.
3. پيروزىِ مأمون بر امين و گسترش سيطره مأمون بر آفاق اسلامى و قصد ظاهرى او بر وفاى به نذر.
4. درخواست مأمون از امام رضا(ع) براى رفتن از مدينه به خراسان، درسال 200 هجرى.
5. حركت امام رضا (ع) از مدينه و گذشتن از شهرهاى بصره، بغداد، قم و نيشابور و رسيدن به مرو (مقر حكومت مأمون).
6. استقبال بىنظير مسلمانان شهرهاى بين راه (مانند قم و نيشابور) از امامرضا(ع) و ظهور كرامات و معجزات فراوان از آن حضرت.
7. استقبال مأمون از امام رضا (ع) و مراعات احترام آن حضرت و مقدم داشتن ايشان بر علويان و عباسيان.
8. وادار كردن امام رضا (ع)، توسط مأمون براى پذيرش ولايتعهدى.
9. پذيرفتن امام رضا (ع)، ولايتعهدىِ مأمون را مشروط بر عدم دخالت در امور كشوردارى، در سال 201 هجرى.
10. ضرب سكه بهنام امامرضا(ع) و خواندن خطبه بهنام آنحضرت، در منابر و محافل، و بزرگ آوازه نمودن مقام ايشان در شهرهاى مختلف اسلامى بهدستور مأمون.
11. تزويج ام حبيبه، دختر مأمون به امام رضا (ع) و نامزدىِ ام الفضل براى اماممحمد تقى (ع)، توسط مأمون عباسى.
12. دستور مأمون به مردم مبنى بر كنار گذاشتن بدعت عباسيان در پوشيدن لباس سياه و تغيير آن به جامه سبز.
13. تشكيل جلسههاى مناظره امام رضا (ع) با رؤساى مذاهب واديان (مسيحيت، يهوديت، صابئين، زرتشتى و...) درباره مسائل كلامى، به دستور مأمون.
14. انتقال مقر خلافت و تشكيلات حكومتىِ مأمون از مرو به بغداد به خواست امام رضا (ع).
15. خروج امام رضا (ع) به همراه مأمون، فضل بن سهل و تمامىِ دست اندر كاران حكومتى از مرو.
16. سوءقصد به فضل بن سهل و كشته شدن او در حمام سرخس، به توطئه مأمون، در سال 203 هجرى.
17. نصيحت امام رضا (ع) به مأمون در مراعات شؤونات دينى و مردمى.
18. حسد وكينه تدريجىِ مأمون به امام رضا (ع) و پنهان نگه داشتن آن.
19. مسموميت و شهادت امام رضا (ع) به دستور پنهانىِ مأمون، در روز آخر صفر سال 203 هجرى.
20. سوگوارى و غمگين شدن ظاهرىِ مأمون در شهادت امام رضا (ع) و به خاكسپارى آن حضرت در كنار قبر هارون الرشيد، در قريه سناباد، از دهستان نوقان (مشهد كنونى).
نام: على.
كنيه: ابوالحسن (چون كنيه امام موسى كاظم (ع) نيز ابوالحسن است، به امام رضا(ع) ابوالحسن ثانى نيز گفته مىشود).
القاب: رضا، صابر، رضى، وفى، فاضل و صديق.
از ميان لقبهاى فوق، «رضا» شهرت بيشترى دارد. علت اين كه آن حضرت را «رضا» ناميدهاند، اين است كه پسنديده خدا در آسمان و مورد خشنودى رسول خدا(ص) و ائمه اطهار (ع) در زمين بوده و دوستان و دشمنان به اتفاق از وى خشنود و راضى بودند.
منصب: معصوم دهم و امام هشتم شيعيان.
همچنين به مدت سه سال وليعهد مأمون عباسى بود.
تاريخ تولد: يازدهم ذيقعده سال 148 هجرى.
برخى مورخان تاريخ تولد آن حضرت را سال 151 هجرى و برخى ديگر سال 153 هجرى، پنج سال پس از وفات امام جعفر صادق(ع) دانستهاند.
محل تولد: مدينه مشرفه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى).
نسب پدرى: ابوالحسن، موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن علىبن ابىطالب(ع).
نام مادر: نجمه. نامهاى ديگرى نيز براى او نقل شده است؛ مانند: تكتم، اروى، سكن، ام البنين، شقرا، خيزران، سمانه، صقر و طاهره.
اين بانوى فاضله كه با تربيت حميده -مادر امام موسى كاظم(ع)- به كمالات انسانى و اخلاق اسلامى دست يافته بود، بهترين زنان عصر خويش در تعقل، ديندارى و حيا بود.
مدت امامت: از زمان شهادت پدرش، امام موسى كاظم (ع)، در رجب سال 183، تا سال 203 هجرى، به مدت بيست سال. آن حضرت در سن 35 سالگى به امامت رسيد.
تاريخ و سبب شهادت: آخر ماه صفر سال 203 هجرى به وسيله زهرى كه مأمون عباسى در خراسان به آنحضرت خورانيد. حضرت رضا (ع) در هنگام شهادتش، 55 ساله بود. برخى سال شهادت آن حضرت رإ؛ حح سال 205 و برخى 201 هجرى دانستهاند.
محل دفن: مشهد مقدس (در استان خراسان، در كشور ايران).
همسران: 1. سبيكه يا خيزران، مادر امام محمد تقى (ع). 2. ام حبيبه (دختر مأمون). و چند ام ولد.
فرزندان: 1. امام محمد تقى (ع) كه پس از شهادت پدرش، در سن هفت سالگى به امامت رسيد.
علماى شيعه ايشان را تنها فرزند امام رضا (ع) دانسته اند؛ اما در برخى منابع، فرزندان ديگرى نيز براى آن حضرت ذكر شده است كه عبارتند از: 2. ابو محمد حسن. 3. جعفر. 4. ابراهيم. 5. حسن. 6. عايشه. 7. فاطمه.
پس از نبرد ميان امين و مأمون، فرزندان هارون الرشيد، براى به دست آوردن منصب خلافت و پيروزى نهايىِ مأمون بر امين، در سال 201 هجرى امام رضا (ع) به اجبار و اكراه مأمون به ولايتعهدى وى برگزيده شد. مأمون با اين كه در ظاهر براى امام رضا (ع) احترام ويژهاى قائل بود و ايشان را بر همگان، از جمله علويان و عباسيان، مقدم مىداشت، اما در ضمير خود، به مقام علمى و اجتماعى آن حضرت حسد مىبرد و كينه ايشان را در دل داشت. سرانجام نيز با توطئهاى پنهان، آن حضرت را به شهادت رساند.
رويدادهاى مهم
1. زندانى و مسموم شدن امامكاظم(ع)، پدر امامرضا(ع)، بهدستور هارونالرشيد.
2. جنگ خونين ميان مأمون و امين، فرزندان هارون الرشيد، و نذر مأمون مبنى بر واگذارىِ أمر خلافت به افضل آل ابىطالب (ع) در صورت پيروزى بر امين.
3. پيروزىِ مأمون بر امين و گسترش سيطره مأمون بر آفاق اسلامى و قصد ظاهرى او بر وفاى به نذر.
4. درخواست مأمون از امام رضا(ع) براى رفتن از مدينه به خراسان، درسال 200 هجرى.
5. حركت امام رضا (ع) از مدينه و گذشتن از شهرهاى بصره، بغداد، قم و نيشابور و رسيدن به مرو (مقر حكومت مأمون).
6. استقبال بىنظير مسلمانان شهرهاى بين راه (مانند قم و نيشابور) از امامرضا(ع) و ظهور كرامات و معجزات فراوان از آن حضرت.
7. استقبال مأمون از امام رضا (ع) و مراعات احترام آن حضرت و مقدم داشتن ايشان بر علويان و عباسيان.
8. وادار كردن امام رضا (ع)، توسط مأمون براى پذيرش ولايتعهدى.
9. پذيرفتن امام رضا (ع)، ولايتعهدىِ مأمون را مشروط بر عدم دخالت در امور كشوردارى، در سال 201 هجرى.
10. ضرب سكه بهنام امامرضا(ع) و خواندن خطبه بهنام آنحضرت، در منابر و محافل، و بزرگ آوازه نمودن مقام ايشان در شهرهاى مختلف اسلامى بهدستور مأمون.
11. تزويج ام حبيبه، دختر مأمون به امام رضا (ع) و نامزدىِ ام الفضل براى اماممحمد تقى (ع)، توسط مأمون عباسى.
12. دستور مأمون به مردم مبنى بر كنار گذاشتن بدعت عباسيان در پوشيدن لباس سياه و تغيير آن به جامه سبز.
13. تشكيل جلسههاى مناظره امام رضا (ع) با رؤساى مذاهب واديان (مسيحيت، يهوديت، صابئين، زرتشتى و...) درباره مسائل كلامى، به دستور مأمون.
14. انتقال مقر خلافت و تشكيلات حكومتىِ مأمون از مرو به بغداد به خواست امام رضا (ع).
15. خروج امام رضا (ع) به همراه مأمون، فضل بن سهل و تمامىِ دست اندر كاران حكومتى از مرو.
16. سوءقصد به فضل بن سهل و كشته شدن او در حمام سرخس، به توطئه مأمون، در سال 203 هجرى.
17. نصيحت امام رضا (ع) به مأمون در مراعات شؤونات دينى و مردمى.
18. حسد وكينه تدريجىِ مأمون به امام رضا (ع) و پنهان نگه داشتن آن.
19. مسموميت و شهادت امام رضا (ع) به دستور پنهانىِ مأمون، در روز آخر صفر سال 203 هجرى.
20. سوگوارى و غمگين شدن ظاهرىِ مأمون در شهادت امام رضا (ع) و به خاكسپارى آن حضرت در كنار قبر هارون الرشيد، در قريه سناباد، از دهستان نوقان (مشهد كنونى).
***نوشته شده توسط*** مجید امینی در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 ساعت 20:22 آشنایی با اهل بیت
درباره وبلاگ

شبهای سه شبه
ازساعت20الی23
آدرس:میدان رازی-خیابان هلال احمر -خیابان شهید عیرضا قدمی -کوچه کیخسروی علامت بیرق
تلفن روابط عمومی:09356257706
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY
BLOGFA.COM
طراح این
قالب:
قالبهای مذهبی بلاگفا